آیا حداد عادل واقعا چهره فرهنگی است؟!

شنبه ۲۵ ژوئیهٔ ۲۰۰۹


همیشه جناب آقای حداد عادل را بعنوان چهره فرهنگی می شناختم، هیچ وقت نطق های ادبی ایشان را در جایگاه ریاست مجلس شورای اسلامی فراموش نمی کنم یا تذکری که به یکی از خبرنگاران برای حفظ حجاب داده بود!! از همه اینها گذشته، موضع شخصی فرهنگی را در حمایت از تولید کننده داخلی و ..... را هم فراموش نمی کنم.

با وجود این برای من سوال است که چرا آقای حداد عادل، فروشگاه لباس زنانه Primark را برای خرید لباس همسرشان انتخاب نمودند!؟

آخرین مکاتبات پیرامون انتصاب اسفندیار رحیم مشایی



نامه رییس جمهور به رهبر معظم انقلاب:
بسمه تعالی
محضر حضرت آیت الله خامنه ای دام ظله العالی
رهبر معظم انقلاب اسلامی
سلام علیكم
ضمن ارسال رونوشت نامه كناره گیری مورخه 88.5.2 جناب آقای مهندس اسفندیار رحیم مشایی از معاونت اولی، به استحضار می رساند كه مرقومه مورخه 88.4.27 حضرتعالی به استناد اصل 57 قانون اساسی اجرا شد .
ایام عزت مستدام
محمود احمدی نژاد


نامه رحیم مشایی به رییس جمهور:
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
با سلام و دعای توفیق
در پی صدور نامه مقام عظمای ولایت كه امشب از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد كناره گیری خود از مسوولیت معاون اول رییس جمهوری را به استحضار می رساند.
پیشتر نیز كه ملاحظه فشارها به آنجناب كه بویژه با توجه به مسوولیت های سنگین اداره كشور بر حقیر بسیار دشوار بود، درخواست واگذاری این مسئولیت را از حضرتعالی داشتم. در هر حال با قلبی مالامال از عشق به ایران عزیز و نظام جمهوری اسلامی، ضمن آرزوی پیروزی های بیشتر و بزرگتر برای ملت شریف ایران، خود را همواره سرباز دولت مردمی، عدالت جو و مهرورز جنابعالی و نظام ولایی دانسته و در مسیر اسلام و انقلاب از هیچ تلاش و خدمتی دریغ نخواهم كرد.
با احترام فراوان
اسفندیار رحیم مشایی


موافقت رییس جمهور با كناره گیری رحیم مشایی:
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر ارجمند جناب آقای مهندس رحیم مشایی
با تقدیر فراوان از بزرگواری و پذیرش مسوولیت معاونت اولی كه علی رغم میل شخصی جنابعالی و با اصرار اینجانب انجام شد مجددا تاكید می نمایم كه شما را انسانی خود ساخته ، مومن و دلباخته حضرت ولی عصر(عج) و با تعهدی عمیق و آگاهانه به خط نورانی ولایت و مبانی جدی اسلامی و خدمتگزاری توانمند و صدیق به ملت الهی و عزیز ایران می شناسم .
طی یك هفته اخیر نیز امیدوار بودم كه با رفع برخی تبلیغات منفی فشارها و جوسازیهای بعضی رسانه ها و جریانهای سیاسی دولت بتواند از خدمات شما در جایگاه معاون اولی برخوردار بماند.
با پذیرش كناره گیری شما از مسوولیت مذكور مطمئن هستم همواره در خدمت ملت و انقلاب اسلامی خواهید بود .
از خدای متعالی برای حضرتعالی موفقیت و عزت روز افزون مسالت دارم.
محمود احمدی نژاد
رییس جمهوری اسلامی ایران

انتصاب اسفنديار رحيم مشايی به سمت مشاور و رييس دفتر رييس‌جمهوری:
برادر گرامی جناب آقای مهندس اسفنديار رحيم مشايی
سلام عليكم
انقلاب اسلامی استمرار راه رسول گرامی اسلام(ص) و فرزندان برومندش، ائمه طاهرين(ع) و خط سرخ ولايت است. انقلابی بودن، يعنی داشتن آمادگی ايثار جان و مال و در اوج آن آبرو برای آرمانهای بلند الهی و انسانی، و همين رمز ماندگاری اين راه پرعزت و افتخار است. دوران جديد دوران شكوفايی عدالت و عشق و ايثار، و سربلندی هر چه بيشتر عاشقان ايثارگر است.
در آستانه ميلاد اسوه ايثار و شهادت حضرت امام حسين(ع) و ياران باوفايش و ضمن تقدير فراوان از همه خدمات ارزشمند گذشته، جنابعالی را كه انسانی مؤمن و فداكار و مورد اطمينان كامل هستيد به سمت «مشاور و رئيس دفتر رييس‌جمهوری» انتخاب مي‌نمايم.
اميدوارم با همراهی همه همكاران و با توكل بر خدا و توسل به حضرت مولا صاحب الامر(عج) همچون گذشته در تلاش برای خدمتگزاری به ملت بزرگ و نظام ولايی جمهوری اسلامی موفق و سربلند باشيد.
محمود احمدی نژاد

»منبع: پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری

چرا با مشایی مخالفت می شد؟


اصلی ترین دلیل مخالفت با ایشان به مواضع و گفته های ایشان مربوط است. برخی از این مواضع عبارتند از:

1- نخستین بار که نام او بر سر زبانها افتاد، تیرماه سال 85 بود که در دیدار با یک خبرنگار ترک، برداشتن حجاب از سوی او را بدون اشکال دانست. به نوشته کیهان، «الیف کورپا» خبرنگار روزنامه صباح ترکیه گفت: مشایی در جواب این سوال وی که آیا می توانم روسری ام را بردارم، گفته است: «بله اینجا ایران آزاد است.» وی اضافه کرد: «در ایران استفاده از حجاب بدون اجبار است و هیچ فشاری از طرف حکومت در استفاده از حجاب اعمال نمی شود. این یک انتخاب کاملا شخصی است. اگر شما در ایران از روسری و حجاب استفاده نکنید هیچ مقام دولتی به شما تذکری نخواهد داد». مشایی حتی در پاسخ به سوال خبرنگار ترک مبنی بر این که آیا بی حجابی و صرف نوشیدنی های الکلی توسط توریست های ایرانی در ترکیه شما را ناراحت نمی کند، گفته بود: «نه. این مسائل شخصی است و اگر دوست دارند می توانند هم مشروبات الکلی استفاده کنند و هم بی حجاب باشند و هم با مایو بگردند» اما به جای مشایی این محمدرضا مهراندیش، مدیر روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بود که اظهارات منتصب به مشایی را تکذیب کرد. (به نقل از روزنامه خبر و سایت تابناک)

2- شش ماه بعد یعنی در دی ماه 85 نیز حضور مشایی در افتتاحیه یک نمایشگاه در ترکیه که در آن زنان بدون حجاب مشغول رقص و پایکوبی بودند؛ خبرساز شد. در فیلم یک ساعته ای که از رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در برخی از سایت های اینترنتی منتشر شد؛ او در تمام طول مدتی که سه رقص جداگانه برگزار می شد (13 دقیقه و 30 ثانیه) در مراسم حضور داشت. فیلمی که ابوطالب به عنوان یک مستندساز مونتاژ بودن آن را تکذیب کرد و علیرضا سجادپور، معاون سابق مشایی در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نیز اجرای رقص در مراسم را تایید نمود. اما مشایی اصرار داشت که پس از دقایقی این مراسم را ترک کرده و واکنشها به حضورش در این مراسم را «حمله به دولت اصولگرا» توصیف کرد و حتی از دو نماینده اصولگرایی که به او انتقاد کرده بودند (ابوطالب و افروغ) شکایت نمود.

3- در آذر ماه 87 حمل قرآن همراه با دف در یک همایش سازمان میراث فرهنگی خبر ساز شد. 10 زن سیاه پوش که در ردیف نخست آنها یک زن به طور انفرادی قرآنی را در یک سینی حمل می کرد، شروع به نواختن دف کرده و قرآن را به قاری رساندند! این اقدام از سوی علما به عنوان وهن قرآن شناخته شد. حضور یا عدم حضور مشایی در این همایش نیز در هاله ای از ابهام باقی ماند و نهایتا این ماجرا با استعفای معاون سرمایه گذاری مشایی خاتمه یافت.

4- مشهورترین موضع جنجالی آقای مشایی به موضع ایشان در قبال اسراییل باز میگردد: "ایران امروز با مردم آمریکا و اسرائیل دوست است." که به موجی از اعتراض تبدیل شد و تا مرز سوال نمایندگان از رییس جمهور نیز پیش رفت. نهایتا با ورود مقام معظم رهبری ماجرا پایان یافت. ایشان در خطبه های نماز جمعه شهریور ماه 1387 فرمودند: "یک نفر پیدا میشود درباره‏ى مردمى که در اسرائیل زندگى میکنند، اظهار نظرى میکند. البته این اظهار نظر، اظهار نظر غلطى است. اینى که گفته شود ما با مردم اسرائیل هم مثل مردم دیگر دنیا دوستیم! این حرف درستى نیست؛ حرف غیرمنطقى ای است." البته آقای مشایی بعد از اظهار نظر رهبر انقلاب با انتشار نامه ای اظهارات خود را تصحیح کرد و اسراییل را رژیمی اشغالگر و غاصب نامید.

5- آخرین مورد نیز که به انتزاع سازمان حج و زیارت از زیرمجموعه وزارت ارشاد و الحاق آن به زیرمجموعه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری مربوط می شود که به استعفای اعتراض آمیز حجت الاسلام ری شهری منجر شد. آیت الله مکارم شیرازی از مراجع تقلید در ابتدای درس خارج خود از این اقدام انتقاد کرده و فرمودند: "اخیرا در یک حرکت شتابزده و نسنجیده سازمان حج و زیارت را تابع سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کردند که مایه تعجب همگان شد؛ بلکه اهانت بزرگی به این وظیفه مقدس اسلامی بود چرا که این برنامه ی مهم اسلامی را در ردیف گردشگری در جزیره ی کیش و صنایع دستی را مثال آن قرار می داد." آیت الله صافی گلپایگانی از مراجع تقلید نیز به این اقدام اعتراض کردند. اما این اعتراضها به جایی نرسید تا اینکه نهایتا با انتشار نامه مخالفت مقام معظم رهبری منتفی شد. در این نامه آمده بود: "درباره جابجایی سازمان حج و زیارت به جناب آقای رییس جمهور موکد تذکر داده شد که الحاق این سازمان به مجموعه گردشگری شایسته نیست" و از آقای ری شهری خواسته شد که به فعالیت خود ادامه دهد. هرچند آقای مشایی در دفاع از خود عنوان کرده اند که این اقدام شخص آقای احمدی نژاد بوده و نه ایشان ولی منتقدان آن را از اقدامات ایشان می دانند.

»این مطلب برگرفته از مطلبی با عنوان «مخالفت رهبر انقلاب و مراجع با مشایی» از سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان می باشد

اعتصاب غذای گنجی یا نمایش خیمه شب بازی!!

پنجشنبه ۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۰۹


یقین اکبر گنجی را می شناسید، اکبر گنجی در سال 1338 در تهران به دنیا آمد، پس از تشکیل و سازماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، گنجی به این ارگان پیوست و در سال 1362 در مخالفت با سیاست سپاه پاسداران و ایجاد اختلاف در میان نیروهای لشگر محمد رسول الله سپاه و تنش میان آنان با فرماندهی سپاه، به جرم تمرد در شرایط جنگی و با وساطت چندی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استعفا داد. پس از انتخابات دوم خرداد 1376، اکبر گنجی در زمره اصلاح طلبان حامی محمد خاتمی بود و پس از چندی با انتشار گزارش هایی این حقیقت را بر همه آشکار ساخت که با امر ولایت فقیه در نظام جهوری اسلامی ایران مخالف است. اکبر گنجی یکی از شرکت کنندگان در کنفرانس جنجالی برلین بود که پس از بازگشت به ایران بازداشت شد و در طی فراز و نشیب های قضاوت دادگاه به شش سال حبس محکوم گردید. اکبر گنجی در زمان انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم، انتخابات را تحریم کرد، از سویی اعتصاب غذای سیزده روزه اکبر گنجی منجر به موافقت مسئولین قضایی با مرخصی وی شد ولیکن گنجی پس از بازگشت به خانه در مصاحبه هایی با خبرگزاری های بین المللی بر سیاست تحریم انتخابات صحه گذاشت و به شدت از جدایی کامل دین از سیاست و تاسیس یک جمهوری تمام عیار به جای جمهوری اسلامی دفاع نمود، این گفتگو های گنجی منجر به بازگشت وی به زندان گردید و اعتصاب غذای گنجی از سر گرفته شد، پس از چندی، در پی چاپ عکس های اکبر گنجی، دادستان تهران، دستور انتقال گنجی را به بیمارستان میلاد صادر نمود که در ادامه مداوا و بهبود، گنجی برای اتمام دوره محکومیت خود به زندان اوین برگشت و در 28 اسفند 1384 از زندان آزاد گشت. اکبر گنجی چند ماه پس از آزدای خود به خارج از ایران مسافرت کرد و مبارزات سیاسی و فرهنگی خود را در خارج از ایران ادامه داد.

جالب اینجاست که بدانید، اکبر گنجی به دلیل نوشتن مجموعه مقالات «قرآن محمدی» که در آن مدعی است که «قرآن یک کلام بشریست»، از سوی آیت الله مکارم شیرازی مرتد و ناپاک اعلام شده است.

با توجه به مطالبی که تا اینجا اعلام شد، نکاتی قالب برداشت است:
1- اعلام تحریم انتخابات توسط اکبر گنجی که چیزی نیست جز فروپاشی نمادهای اقتدار ملی و وحدت، در راستای سیاست های دولت مردان آمریکایی و متحدان آنها می باشد.
2- جدای از تغییر جهت های آشکار اکبر گنجی در زمان های مختلف و در بدنه نظام جمهوری اسلامی ایران، این حقیقت بر هیچ کس پوشیده نیست که اکبر گنجی به عنوان عنصری رادیکال، در اوایل دوران خدمت اش، تنها نقاب پوشی بوده که در پی موقعیت مناسب برای تغییر الگوهای ساختاری و رشد نظام جمهوری اسلامی ایران از هیچ اقدامی فروگذار نبوده است.
3- حرکت ضد اسلامی اکبر گنجی که با مخالفت اش با امر ولایت فقیه آغاز گردید، چیزی نبود جز پیروی از عمل نویسندگانی چون سلمان رشدی که حقیقت دین اسلام را غیر واقعی جلوه می نمایند.

با این اوصاف باید باور کنیم که اعتصاب غذای سه روزه اکبر گنجی، چیزی نیست جز نمایش خیمه شب بازی زیرکانه ای که دستاویزش گنجی است و مهره اصلی که همان ریسمان به دست می باشد، در پشت پرده پنهان است.

بعضی حرف ها خنده دار تر از جک هستند

چهارشنبه ۲۲ ژوئیهٔ ۲۰۰۹


گذشته از دخالت های هدفمند آمریکا و برخی کشور های اروپایی در رابطه با تحولات اخیر در ایران، برای من بسیار جالب بود تا ذهن شما را معطوف به بیانیه یکی از بازیگران هالیوودی نمایم که در رابطه با مسایل حاشیه ای انتخابات دهم، سخنانی را در راستای برقراری آزادی (البته به سبک روزنامه نگاران آمریکایی) اظهار داشته است.

شون پن بازيگر سرشناس هاليوود و ريس الريچ روزنامه‌نگار مستقل آمريکايی که به همراه شون پن در سال ۲۰۰۵ به ايران سفر کرد، با انتشار بيانيه‌ای از اعتصاب غذای روشنفکران ايرانی حمايت کرده و خواهان پشتيبانی مردم آمريکا از «جنبش سياسی مردم ايران» شدند. در اين بيانيه شون پن و ريس الريچ، با انتقاد از سياست‌های گذشته آمريکا در مورد ايران، از موضع‌گيری اخير باراک اوباما رئيس جمهوری آمريکا در قبال رويدادهای اخير ايران، حمايت کرده و خواستار عدم دخالت آمريکا در امور داخلی ايران شدند. آنها در اين باره نوشته‌اند: «حکومت آمريکا از نظر سياسی يا اخلاقی اين حق را ندارد که به مردم ايران بگويد چه بايد بکنند. ايرانيان خوب می‌دانند چه تصميمی بايد درباره خود بگيرند.» شون پن و ريس الريچ خطاب به مردم آمريکا گفته اند: «ما ازهمه شما می‌خواهيم که با شرکت در تظاهراتی که در روز ۲۵ ژوئیه در آمريکا و اروپا برگزار می‌شود، شرکت کرده و همبستگی خود را با مردم ايران اعلام کرده و با دخالت آمريکا در امور ايران مخالفت کنيد.»

شو پن(Sean Penn) که در کالیفرنیا به دنیا آمده، علاوه بر بازیگری و کارگردانی، فعالیتی سیاسی را آغاز کرده و در پی تهیه گزارش هایی با مقاصد سیاسی است که بصورت هدفمند در پی نرم و صلح آمیز نشان دادن مقاصد آمریکا می باشد. شون پن در دهم ژوئن 2005 از ایران دیدار کرد و گزارش هایی مملو از گوشه و کنایه از اوضاع اجتماعی و فرهنگی (و کمی سیاسی!) ایران منتشر ساخت، شون پن در این سفر به عنوان یک روزنامه نگار وارد ایران شده بود.

صحبت من این است که چرا شون پن؟ شون پن که چیزی نیست جز دستاویز نظام استعماری آمریکا! پس چرا باید باورمان را در پی حمایت این هنرمند آمریکایی ببازیم؟ بر هیچ ذهن آگاهی پوشیده نیست که دغدغه آمریکا و حامیانش، چیزی نیست جز براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران و ادعای دو پهلوی آنها در رابطه با عدم دخالت در امور داخلی ایران، تنها در مصاحبه های چند دقیقه ای شان خالاصه می گردد. حالا شما بگویید، وقتی چنین فردی از حرکت نمادین عده ای در خارج از کشور اعلام حمایت می نماید، چیزی جز خنده تمسخر آمیز بر لبان شما نقش می بندد؟!

شون پن در ویکی پدیا