
یقین اکبر گنجی را می شناسید، اکبر گنجی در سال 1338 در تهران به دنیا آمد، پس از تشکیل و سازماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، گنجی به این ارگان پیوست و در سال 1362 در مخالفت با سیاست سپاه پاسداران و ایجاد اختلاف در میان نیروهای لشگر محمد رسول الله سپاه و تنش میان آنان با فرماندهی سپاه، به جرم تمرد در شرایط جنگی و با وساطت چندی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استعفا داد. پس از انتخابات دوم خرداد 1376، اکبر گنجی در زمره اصلاح طلبان حامی محمد خاتمی بود و پس از چندی با انتشار گزارش هایی این حقیقت را بر همه آشکار ساخت که با امر ولایت فقیه در نظام جهوری اسلامی ایران مخالف است. اکبر گنجی یکی از شرکت کنندگان در کنفرانس جنجالی برلین بود که پس از بازگشت به ایران بازداشت شد و در طی فراز و نشیب های قضاوت دادگاه به شش سال حبس محکوم گردید. اکبر گنجی در زمان انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم، انتخابات را تحریم کرد، از سویی اعتصاب غذای سیزده روزه اکبر گنجی منجر به موافقت مسئولین قضایی با مرخصی وی شد ولیکن گنجی پس از بازگشت به خانه در مصاحبه هایی با خبرگزاری های بین المللی بر سیاست تحریم انتخابات صحه گذاشت و به شدت از جدایی کامل دین از سیاست و تاسیس یک جمهوری تمام عیار به جای جمهوری اسلامی دفاع نمود، این گفتگو های گنجی منجر به بازگشت وی به زندان گردید و اعتصاب غذای گنجی از سر گرفته شد، پس از چندی، در پی چاپ عکس های اکبر گنجی، دادستان تهران، دستور انتقال گنجی را به بیمارستان میلاد صادر نمود که در ادامه مداوا و بهبود، گنجی برای اتمام دوره محکومیت خود به زندان اوین برگشت و در 28 اسفند 1384 از زندان آزاد گشت. اکبر گنجی چند ماه پس از آزدای خود به خارج از ایران مسافرت کرد و مبارزات سیاسی و فرهنگی خود را در خارج از ایران ادامه داد.

جالب اینجاست که بدانید، اکبر گنجی به دلیل نوشتن مجموعه مقالات «قرآن محمدی» که در آن مدعی است که «قرآن یک کلام بشریست»، از سوی آیت الله مکارم شیرازی مرتد و ناپاک اعلام شده است.
با توجه به مطالبی که تا اینجا اعلام شد، نکاتی قالب برداشت است:
1- اعلام تحریم انتخابات توسط اکبر گنجی که چیزی نیست جز فروپاشی نمادهای اقتدار ملی و وحدت، در راستای سیاست های دولت مردان آمریکایی و متحدان آنها می باشد.
2- جدای از تغییر جهت های آشکار اکبر گنجی در زمان های مختلف و در بدنه نظام جمهوری اسلامی ایران، این حقیقت بر هیچ کس پوشیده نیست که اکبر گنجی به عنوان عنصری رادیکال، در اوایل دوران خدمت اش، تنها نقاب پوشی بوده که در پی موقعیت مناسب برای تغییر الگوهای ساختاری و رشد نظام جمهوری اسلامی ایران از هیچ اقدامی فروگذار نبوده است.
3- حرکت ضد اسلامی اکبر گنجی که با مخالفت اش با امر ولایت فقیه آغاز گردید، چیزی نبود جز پیروی از عمل نویسندگانی چون سلمان رشدی که حقیقت دین اسلام را غیر واقعی جلوه می نمایند.
با این اوصاف باید باور کنیم که اعتصاب غذای سه روزه اکبر گنجی، چیزی نیست جز نمایش خیمه شب بازی زیرکانه ای که دستاویزش گنجی است و مهره اصلی که همان ریسمان به دست می باشد، در پشت پرده پنهان است.