چرا از المپیک اخراج می شویم؟!

دوشنبه ۱۱ اوت ۲۰۰۸


قبل از هر چیز توجه کنید که این یک تیتر خبری نیست، بلکه گوشه ای از واقعیتی است که ممکن است دامن ما را بگیرد! پس صبورانه ادامه این مطلب را بخوانید.

تیم ملی بسکتبال ایران بعد از 60 سال، برای نخستین بار به المپیک راه یافته است. گذشته از کش و قوس هایی که بر سر راه بسکتبالیست های ایرانی وجود دارد، حاشیه هایی نیز بوجود می آید که به ندرت از دید علاقمندان باریک بین به دور می ماند. حاشیه پیرامون این تیم در بازی که مقابل روسیه انجام داد(در این بازی شکست خورد)، زمانی بود که دیوید بلات، مربی اسراییلی تیم ملی روسیه، در آغاز بازی با مربی و بازیکنان ایران دست داد و گفت: «تنها در این میدان دوستی ها، یعنی بازی های المپیک است که یک اسراییلی می تواند دست های بازیکنان و مربی ایرانیان را بفشارد.»

بد نیست از بسکتبال دور شویم و تمامی حواس خود را جمع شناگر ایرانی یعنی محمد علیرضایی کنیم، محمد علیرضایی شناگر ایرانی در رشته صد متر قورباغه می باشد که به دلیل اینکه در یکی از خط های مسابقه اش شناگر اسراییلی حاضر بود، از شرکت در مسابقه انصراف داد.

در همین رابطه آرش میر اسماعیلی که یکی از جودوکاران اعزامی به المپیک پکن بود(حذف شد)، چهار سال پیش(سال 2004)، در بازی های المپیک آتن، حاضر به مسابقه با حریف اسراییلی خود نشد و بازی های المپیک را در دور نخست به حال خود رها کرد. این اقدام آرش میر اسماعیلی که منجبر به واکنش کمیته بین المللی المپیک شده بود، بسیار حائز اهمیت بود، چرا که کمیته بین المللی المپیک اجازه دارد تا بر اساس قوانین، تیم های ورزشی و ورزشکاران کشورهای خاطی را از دور مسابقات خارج نموده و از بازی های المپیک اخراج نماید. مسئولان ورزشی ایران نیز با مشکلات فراوان توانستند به کمیته بین المللی المپیک بقبولانند که علت عدم شرکت آرش میر اسماعیلی در مسابقه ای که حریف اسراییلی پیش روی او بود، جنبه سیاسی نداشته، بلکه نرسیدن او به وزن مناسب بوده است.

کمیته بین المللی المپیک اعلام کرده است(در رابطه با شناگر ایرانی)، در شرایطی که برای این کمیته محرز شود علت انصراف ورزشکار ایرانی از حضور در مسابقه شنا، حضور ورزشکار اسراییلی بوده است، ایران با واکنش منفی این کمیته رو به رو خواهد شد. مسوولان کاروان اعزامی المپیک ایران نیز گفته اند که علت غیبت شناگر ایرانی بیماری او بوده است. وحید مرادی، رییس فدراسیون شنا، تعداد فراوانی بیماری از جمله تهوع، دل‌درد، کمر‌درد، سینه‌درد، آپاندیس و پاره شدن فتق را منجمله عواملی بر شمرده است که موجب شده محمد علیرضایی از حضور در مسابقه شنا منصرف شود. در این میان آقای کفاشیان، دبیر کمیته المپیک ایران گفته است که از بیماری شناگر ایرانی خبری ندارد.

و اما سوالات پیش رو .........
1- بودجه اعزام تیم های ایرانی به المپیک از کجا تامین می شود؟
2- در محاسبات انجام شده در مورد تصویب بودجه برای اعزام ورزشکاران به مسابقات المپیک، چند درصد ریسک از بابت رو به رو شدن ورزشکارن ایرانی با ورزشکاران اسراییلی وجود دارد؟
3- علت دروغ گویی مسئولان ورزشی چیست؟ آیا مسلمان واقعی نیستند و یا اینکه از تصمیمی که گرفته اند پشیمان هستند؟
4- همین الان از اخبار شنیدید که روز بعد ورزشکار ایرانی در رشته فلان در برابر ورزشکار اسراییلی قرار خواهد گرفت، آیا از نتیجه پیکار بی خبرید؟(حل مسئله پرتقال فروش)
5- اگر ورزشکاری حاضر به شرکت در مسابقه در برابر ورزشکار اسراییلی شد، آیا برخوردی از سوی مسئولان با این ورزشکار خواهد شد؟
6- جایزه اهدایی به ورزشکارانی که حاضر به شرکت در پیکار هایی نشده اند که حریف پیش رویشان اسراییلی بوده، چند برابر جایزه هایی می باشد که ورزشکار مورد نظر، لایق به کسب آنها بوده اند؟
7- آیا قوانین بین المللی را قبول داریم؟

نسخه پیچی حجاب; آری یا آری!

شنبه ۹ اوت ۲۰۰۸


سال ها قبل از آمدن رضا خان، یعنی همان زمانی که سید جمال روزنامه خوانی را از زیارت عاشورا پر ثواب تر اعلام کرد بود، موج مدرنیته در قالب مشروطه خواهی به ایران رسید. در این میان مردانی چون طباطبایی و بهبهانی مردانی مشروطه خواه شدند.

در آن دوران کشف حجاب در محافل خصوصی آغاز شده بود، اما رضا خان این روند را اجباری کرد. بعد از رضا خان چادر ها به سر شدند. منتها اینبار چادر ها همان چادر چاقچور های قدیم نبودند، بلکه تبدیل به چادر چرخی شده بودند. همان زمان، وقتی شیخ فضل الله چادر های چرخی را بر سر تعدادی از زنان می دید، آن را نشان از بی بند و باری و بی دینی آنها می دانست.

زمان محمد رضا که شد با حجاب ها چادر چرخی به سر داشتند، البته بودند کسانی که روسری و مانتو بلند را نشان از حجاب خود می دانستند. موج انقلاب حجاب را عوض کرد، چادر های مشکی نماد حجاب شدند.

خیلی ها پدید آمدن قوس نزول را در جریان حجاب از چشم اصلاحات می بینند. اما باید کمی واقع بین بود، همه اینها تقصیر خودمان است. وقتی کسی را به زور مجبور به انجام کاری کنیم، حاصل کار چیزی جز این نخواهد بود. نتیجه این می شود که مانتو ها روز به روز تنگ تر می شود و روسری ها تبدیل به شال هایی می شود که تنها پوشاننده قسمتی از موهای سر باشد.

واقعا اگر امروز در ایران حجاب آزاد شود چند درصد مردم آن را انتخاب خواهند کرد. آیا این نتیجه افراط و بی سلیقگی در تبلیغ حجاب نیست؟ در این میان رویکرد لبنان بسیار آگاهانه است، همین هم باعث شده تا هر لبنانی با هر دین و مسلکی، طرفدار سید حسن نصرالله باشد. حضرت امام خمینی هم مخالف اجباری شدن حجاب بودند، می توانید به خاطرات آقای هاشمی رجوع کنید. می بینید که چشم انداز هایی که بخاطرشان جهاد کردیم بسیار روشن بوده اند، اما چرا با وارد کردن سلیقه ها در کار، از این آرمان ها دور می شویم؟!

امروز وقتی صحبت از حجاب می شود، بی درنگ تصویر بانوی لبنانی در ذهن من نقش می بندد. حجاب به معنای واقعی، پوشش به معنای واقعی، نه تظاهری وجود دارد و نه عوام فریبی. هر چه که هست برای خویشتن خویش است. امروز دانشگاه آزاد، جشنواره ها، دولت اصلاحات و هر چیز و کس دیگری تنها بهانه ای است برای پنهان ساختن حقیقت. اینجا یک نفر و یک گروه مقصر نیست، بلکه همه مقصریم.

همه صحبت هایی که تا به اینجا شد را در نظر داشته باشید، خاتمه صحبتمان قسمتی از بیانات پر فضل آيت الله سيد احمد علم الهدی، امام جمعه مشهد است که پیرامون المپیک 2008 پکن بیاناتی را ایراد فرموده اند:«متاسفانه در اين مراسم يكی از بانوان ورزشكار جلودار حركت گروه ورزشكاران بوده و اين مخالف اصول اسلام و نظام و شعارهای دولت و ارزش های انقلاب است» ، واقعا یک انسان چقدر می تواند ارزش های انسانی و بعد اسلامی را بشناسد! چقدر این جناب علم الهدی مطلع به مسایل دینی هستند!

واقعا متاسفم ..........


منابع
برداشتی آزاد از ........
1- رجا نیوز - www.rajanews.com
2- شیعه نیوز - www.shia-news.com
3- فردا نیوز - www.fardanews.com