خواستیم ثواب کنیم، کباب شد; نوبت گریه من و تو!

چهارشنبه ۳۰ ژوئیهٔ ۲۰۰۸


عکس بالا واضح بود؟ اگر نه به سایت «سايت دفتر استفتاءات حضرت آيت الله العظمی روحانی» بروید و متن کامل استفتاء را ملاحظه فرمایید.

خوب، حالا که از تمام قضیه مطلع هستید، باید نسبت به این پاسخ جناب روحانی نظری داشته باشید. اگر نظرتان منفی است که دیگر حرفی باقی نمی ماند، شما هم با ما هم عقیده هستید، اما اگر نظرتان مثبت است و بعبارتی با پاسخ جناب روحانی در رابطه با این استفتاء موافق هستید، شما را دعوت میکنم تا قدری بیشتر به سخنانمان گوش دهید.

ما از شما انتظار زیادی نداریم، چندین سوال مطرح خواهد شد که بدون جواب نیستند، تنها کاری که باید بکنید این است که قیاس انجام دهید، یعنی پاسخی که ما به این سوالات می دهیم را با پاسخ خود مقایسه نمایید و نتیجه نشان خواهد داد که آیا شما اشتباه کرده بودید یا نه!

1- تولید کننده کیست؟
پاسخ: تولید کننده همان گونه که از نامش پیداست، شخصی حقیقی یا حقوقی است که توان مدیریتی و اجرایی خود را در جهت تولید محصولی صرف می نماید. ماهیت این محصول می تواند جنبه فیزیکی نداشته باشد.

2- چگونه می توان از یک تولید کننده حمایت کرد؟
پاسخ: با توجه به صرف هزینه برای تولید محصول توسط تولید کننده، مهمترین روش حمایت از تولید کننده، تشویق آن برای تولید مجدد محصول می باشد. تشویق ها می توانند بصورت مادی یا معنوی باشند.

3- در صورت خرید یک محصول و انهدام آن و صد البته تداوم این امر، آیا از تولید کننده حمایت بعمل می آید؟
پاسخ: بله، چرا که در هر صورت عمل تشویق انجام شده است.

امیدوارم سوالاتی که در بالا مطرح شد، به اندازه کافی برای روشن شدن شما کافی بوده باشد، اما اگر هنوز هم چنین احساسی را ندارید، لازم است توضیح مبسوط در این رابطه عرض نمایم. خریداری و انهدام مجلات س-ک-س-ی با هدف جلوگیری از توزیع گسترده آن، نه تنها جلوگیری از گسترش فساد و فحشاء نیست، بلکه حمایتی است که تولید کننده را مجاب می نمابد، بیش از گذشته در تولید و انتشار محصول خود تلاش کند. چرا که با فروش محصول خود در این اندیشه است که مخاطبین بیشتری را جذب نموده و برای راضی ساخت این مخاطبین، تولید خود را به تعدادی برساند تا تمامی مخاطبین از نعمت داشتن محصول او بهره مند باشند. از طرفی گسترش تولید و انتشار این محصول موجب این می شود که تعداد مخاطبین احتمالی افزایش یابد. در نتیجه به مضمون این سخن خواهیم رسید که :«خواستیم ثواب کنیم، کباب شد».


اما روی سخنم با این جناب روحانی است، آنقدر قدرت تجزیه و تحلیل دارد که ریز مسایل را هم در نظر می گیرد و از همه مهمتر اینکه به آن حد رسیده که مرجع تقلید بحساب بیاید و در مورد سهم امام اظهار نظر کند! اینک نوبت گریه من و تو است، گریه کن شاید لختی آنچه دیده ای و شنیده ای از خاطرت بیرون رود.

نیروگاه برق هسته ای فراموش نشود!

سه‌شنبه ۲۹ ژوئیهٔ ۲۰۰۸


ما به انرژی احتیاج داری ......
هدف ما از غنی سازی ها دست یافتن به انرژی پاک جهت استفاده در نیروگاه های تولید انرژی هسته ای است .........
این حرف ها را هنوز ار یاد نبرده ام، هر روز منتظر تغییری نو هستم، هر بار که برق ها می رود، روزی را تجسم میکنم که اولین نیروگاه برق هسته ای راه اندازی شده است و دیگر مشکلی به نام قطعی برق نداریم. آیا آن روز را خواهم دید؟


جناب ابطحی هم در مورد قطعی برق و انرژی هسته ای وب نوشتی داشتند با نام «انرژی هسته ای را به برق تبدیل کنید» که منعکس می کنم:
از زمانی که چالش هسته ای ایران شروع شده، همواره مسئولان گفته اند کشور بزرگی مثل ایران نمی تواند برای تأمین انرژی خود از این منبع بزرگ بی بهره باشد. همین هم دلیل آن بوده که می گفتند ما قصد بهره برداری نظامی از انرژی هسته ای نداریم. خاموشی های مکرر در تابستان گرم امسال که واقعاً زندگی ها را مختل کرده است، می تواند انگیزه مهمی برای تأمین انرژی بیشتر در کشور باشد؛ اما همه نوع سخنرانی و موضع گیری حساسیت برانگیز در مورد پرونده هسته ای داشته ایم. هزینه های فراوان برای آن از جیب ملت پرداخت شده است ولی تا کنون بعد از آن که جشن هسته ای برگزار شده و امکان ساخت کارخانه برق و انرژی پیدا کردیم، اعلام نشده است که ساخت کارخانه برق هسته ای آغاز شده باشد. دست اندرکاران امر کشوری می­دانند که هنوز اقدامی برای این کار نشده است. این وضعیت زندگی در بی برقی با درآمدهای غیر قابل باور کشور، برای ایرانی که چند سال پیش بی آن که انرژی هسته ای به تکامل برسد، برق صادر می کرد، تأسف بار است. مسئولان برای راحت زندگی کردن مردم – قبل از هر چیز – باید برنامه ریزی کنند؛ آن هم دولتی که رئیس جمهورش قصد دارد زودتر مشکلات مردم را در داخل حل و فصل کند تا به مدیریت جهان در حال فروپاشی برسد.

خداحافظ قهرمان

شنبه ۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۰۸


مردی که با وجود درد بسیار، به فکر برآوردن توقع مردم است!


اینک چاره ای ندارد جز اینکه وداع نماید ........


این مرد سمبل وزنه برداری جهان است
نام «حسین رضا زاده» هرگز از خاطرمان پاک نمی شود

موشک هوا می کنیم، به هیچ کس هم مربوط نیست

شنبه ۱۲ ژوئیهٔ ۲۰۰۸


خانم لیونی، وزیر خارجه اسرائیل: «ایران از حزب الله، حماس و دیگر گروه های افراطی منطقه حمایت می کند و این موضوع تنها تهدیدی برای اسرائیل نیست.»


ایهود باراک وزیر دفاع اسرائیل: «اسرائیل در گذشته نیز ثابت کرده در صورتی که منافع حیاتی اش در خطر قرار گیرد در هیچ اقدامی تأمل نخواهد کرد.»


کاندولیزا رایس، وزیر خارجه ایالات متحده: «ما از منافع خود و منافع هم پیمانان خود دفاع خواهیم کرد. ما تعهدات خود در خصوص دفاع از هم پیمانان مان را بسیار جدی می گیریم و هیچ کس نباید شکی در این بکند.»


لیو ژیان چائو، سخنگوی وزارت خارجه چین: «از آن جا که وضعیت خاورمیانه پیچیده و حساس است ما امیدواریم طرف های مربوط اقداماتی انجام بدهند که به حفظ صلح و ثبات در منطقه بینجامد.»


برد موشک شهاب ۳، دو هزار کیلومتر است که در این صورت اسرائیل، عربستان سعودی، پاکستان، افغانستان و بخشی از اروپای شرقی را در برد خود قرار می دهد.

18 تیر 1378 چه اتفاقی افتاد؟

چهارشنبه ۹ ژوئیهٔ ۲۰۰۸


نهمین سالگرد 18 تیر 78 را پشت سر گذاشتیم، اینبار نه آن حس نوستالژیست گونه را داریم و نه صحبت از خاطره هایی تلخ می کنیم. وقتی به یاد می آورم که چگون لباس شخصی ها وارد کوی دانشگاه شدند و ضرب و شتم دانشجویان اتفاق افتاد، تنها یک سوال در ذهنم نقش می بندد: چرا؟

صحبت های بسیاری در این مورد شده است که اصلا دوست ندارم در اینجا نقل کنم. منتهای امر، وقتی بخش هایی از صحبت های آقا تاج زاده و حجت شریف را می خواندم، چند نکته بود که همچون چراغی در شب تاریک ذهنم را بخود مشغول ساخت!

نکته جالبی در مورد جریان تندرو بود: «تقریبا سال ۷۴ و ۷۵ همان زمانی که .... همه اینها از همان زمان به بعد دیدند هر کاری که می کنند، دارند عقب می نشینند.»

در مورد دوم خرداد: «بعد دوم خرداد اتفاق افتاد و دیدند رفته رفته دارند یک سری پایگاه ها را از دست می دهند. به این نتیجه رسیده بودند که باید فضا به یک سمت خشونتی برده شود که در این خشونت، آن فرصت ارعاب فراهم شود.»

در مورد نیروهای امنیتی: «عصر ۲۱ تیرماه یعنی دوشنبه به عینه می دیدم افرادی که بچه ها را تحریک می کردند به خیابان بروند و اصلا در خیابان ریختن ها، از همه بیشتر شعار می دادند. بعد از ظهرش دیدم همین ها، باتوم به دست، دارند دنبال بچه ها می‌کنند.»

شما شاهد باشید که من چیزی نگفتم، فقط صحبت هایی پیرامون موضوع مشخص، از منبعی نامشخص ارایه کردم.