کشاورز نماز باران می خواند تا ....

سه‌شنبه ۲۹ آوریل ۲۰۰۸



فصل اول ; وقتی هوا گرم بود و باران نمی بارید

این روزها گرمای بسیار بالای هوا نقل هر مجلسی شده، دیگر از آن باران های بهاری خبری نیست و اولین جمله ای که می شنویم این است که «هوا چقدر گرم است».

یاد دوران کودکی و نوجوانی بخیر، آن روزها باران که سهل است، برف را هم در فصل بهار می شد به چشم دید. البته مورد آخر(باریدن برف) را تنها در شهری چون اردبیل به چشم دیده ام. آن روزها هوا مطبوع تر و درخت ها سبز تر و هوا پاکیزه تر بود.

گرمای هوای امروز به قدری زیاد است که متن توییت ویژه ام را به آن اختصاصی دادم(+).


فصل دوم ; وقتی هوا گرم بود و باران بارید
باورم نمی شد، فصل دومی وجود نداشت، اصلا فصل اولی نبود که فصل دومی هم وجود داشته باشد، هوا گرم بود و باران نمی بارید. درست وقتی که آخرین خط فصل اول را می نوشتم بود که باران بارید، فقط چند چکه(قطره) بزرگ و گرم. فصل ها پدید آمد، فصلی نو .....


الهام از درون: هه! دلمان را به چند قطره باران خوش کرده ایم. کشاورز بیچاره نماز باران می خواند تا ما خمیر پیتزا داشته باشیم، کشاورز بیچاره نماز باران می خواند تا محصول پرباری داشته باشد تا ما لازانیا بخوریم. کشاورز بیچاره برای راحتی ما نماز می خواند و ما پدال گاز ماشین را فشار می دهیم تا تندتر برانیم و بگذریم.

پنجره ای به سوی خانه همسایه

دوشنبه ۲۸ آوریل ۲۰۰۸


مقدمه: همسایه روبرویی اومد گفت که پنچره ای رو که به سمت خونه ما باز میشه ببندین، گویا دختر جوون تو خونه داره!

گفتم: چشم حاج خانوم ......
حال و روز من: هوا خیلی گرم هست، اون یکی پنجره هم باز نمیشه، همسایه هم که باز کردن این یکی پنجره رو قدغن کرده. یکی نیست به اینا بگه که خوب شما که نمی تونید مراغب دخترتون باشید، ما چه گناهی مرتکب شدیم که باید محبوس باشیم! شده قضیه اون بابایی که سرما خورده بود و به جای اینکه خودش ماسک بزنه به بقیه می گفت که اگه می خواین که مریض نشید، ماسک بزنید.
تکلیف: پنجره باید بسته بمونه، حقوق همسایه محفوظ است، تعمیر کار باید آمدن و اون یکی پنجره را درست کردن.

ابطحی و سیاوش قمیشی!

یکشنبه ۱۳ آوریل ۲۰۰۸



گویا این جناب ابطحی در مجله ای بنام رویش که توسط مجری تلویزیون(رشید پور) منتشر می شود، سخنانی از باب فلان خواننده ترانه و .... فرموده بودند که در بعضی روزنامه ها و سایت ها جنحال راه انداخته بود. ایشان از سیاوش قمیشی دفاع کرده بودند و یک سری صحبت های دیگر هم رد و بدل شده بود که در ادامه آورده شده:

آقای رضا رشید پور مجری معروف تلویزیون مجله ای منتشر می کند بنام رویش. ظاهرا وضعش هم خوب است که در خیابان ها تابلوهای تبلیغاتی برای مجله اش زده است. در آخرین شماره مجله اش مصاحبه ای با من کرده است که می توانید اینجا آن را بخوانید. در بخشی از مصاحبه که در بعضی روزنامه ها و سایت ها جنحال راه انداخته مربوط به جائی است که از خوانندگی سیاوش قمیشی دفاع کرده ام. دلیلش کارهایی است که وزارت ارشاد می کند. چند نفر خواننده ی محترم در داخل هستند که سعی می کنند کاملا مثل قمیشی بخوانند و همان شعرها و یا مشابهش را تکرار کنند و اجازه ی وزارت ارشاد را هم داشته باشد. پس وقتی تقلید از کسی بلا مانع است، صدای اصلی به چه دلیل نباید بتواند مجوز بگیرد. ضمن اینکه قطعا کسانی که اصل موسیقی را حرام نمی دانند و قائل به موسیقی حلال هستند به دلیل آن که در خوانندگی های قمیشی، موسیقی کاملا تحت الشعاع صدای قمیشی است فتوای به حرمت نباید بدهند. دلیل این همه جنجال را نفهمیدم. البته در ابتدای ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد مشاور فرهنگی ایشان از همه ی خوانندگان لس آنجلسی دعوت به بازگشت به ایران کردند ولی من در این نوشته در مورد شعر و صداهایی گفته ام که در ایران تقلید از صداهایش مورد علاقه است و ارشاد هم مجوز می دهد. بی آن که شخصا وی را بشناسم. اینکه نسل جوان فعلی حتی موسیقی و صدای بی اشکال شرعی را هم نتواند قانونی بشنود، قطعا زمینه ای خواهد شد که موارد اشکال دار را هم بشنود. گرچه هیچکدامشان با امکانات ارتباطی سهلی که وجود دارد منتظر اجازه نیستند. حالا البته من در مصاحبه با آقای رشید پور که چند بار اشتباهی تپق زدم و گفتم آقای فرزاد حسنی، از خیلی مسائل حرف زدم. از اینکه من را برای مصاحبه انتخاب کرده است هم ممنونم.