حس غریبه پرستی یا انسان دوستی؟

جمعه ۲۹ فوریهٔ ۲۰۰۸


به حق چیز های ندیده و نشنیده، این هم از روزگار ما!
در روزگاری که جوان دانشجو در به در دنبال کار می گردد....
در روزگاری که فارغ التحصیل دانشگاه دنبال کار می گردد....
در روزگاری که جوان خلاص شده از خدمت نظام وظیفه دنبال کار می گردد....
در روزگاری که من و تو دنبال کار میگردیم و دستمان به جایی بند نیست، کسی از کسان از کشوری که شاید نباشد رفیق و یار بی کسان ما، به دنبال کار می گردد!

ایشان آقای روبرتو از ایتالیا هستند، به گفته جادی 33 ساله هستند، شرایط کاری این شهروند ایتالیایی به این صورت است که میتوانند تدریس ایتالیایی بکنند و مهندس برق می باشند(سابقه کار در شرکت زیمنس) ، علاوه بر این بعنوان مترجم هم می توانند ایفای نقش بکنند.

اما این آقای روبرتو چرا قصد پیدا کردن پیشه مناسب را دارد؟ جادی عزیز در کیبورد آزاد می نویسد:
«در آوردن یک کم پول و در عین حال داشتن یک شغل در ایران و درخواست ویزای سه ماهه کاری.»
جالب اینجاست که یکی از بازدید کنندگان بلاگ کیبورد آزاد نوشته بود:
«به نظر من بهتره زن بگیره!! آخه تو ایران گول زدن یه دختر راحت تر از پیدا کردن کاره!!!! نه؟؟؟؟»
و اما نظر بازدید کننده بعدی:
« پیتزا بگو بپزه! رو هوا می‌برنش!»

خیلی جالب بود، باید با چشمان خود می دیدید که چند نفر پیشنهاد کار داشتند، از همه مهمتر توصیه ها بود. همه اینها را گفتم تا از شما بپرسم، چقدر حاضرید برای هموطن خودتون چنین کاری بکنید؟

مخالفت آشکار ابطحی با سیاست های احمدی نژاد


فکر کنم قبلا بارها به این نکته اشاره کرده بودم که هر از گاهی بصورت دوره ای به وب نوشت های محمد علی ابطحی سر میزنم. مدتی است که در برخورد کلامی جناب ابطحی لحن مخالف گونه ای را نسبت به آقای احمدی نژاد و سیاست های راهبردی شاهد هستم. دوست داشتم یکی از این مخالفت ها را همینجا برایتان نقل کنم.

سید محمد علی ابطحی در 10 اسفند ماه 1386 می نویسد:
«آقای احمدی نژاد با استفاده از تعبیر بازی ها و بهانه های هسته ای از سوی مخالفان خود گفته اند: همه فهمیده اند موضوع هسته ای ایران تمام شده، اما جرأت بیان آن را ندارند؛ اگر این مسأله را عنوان کنند، همه متوجه می شوند قدرت اول جهان ایران است؛ و اضافه کرده اند که من در روز ۲۲ بهمن نيز گفتم كه ملت ايران ابرقدرت ها را پشت سر گذاشته است. این پایان مسئله ی هسته ای تا کنون بارها از سوی رئیس جمهور اعلام شده و دوباره باز اعلام جشن جدیدی کرده اند که معلوم شده دفعه ی قبلی مسأله تمام نشده بوده و به همین دلیل جشن تازه اعلام می شود. این روش برای روحیه دادن جامعه در دورانی که رسانه ها فراوان نبودند و کشورها بر روی رادیوهایی که خلاف نظر آنان حرف می زدند، پارازیت می فرستادند هم مفید نبود، چه رسد به دوران فعلی که عصر انفجار اطلاعات است. مهم ترین دلیل سلب اعتماد عمومی از سخنان مسئولان همین روش های تبلیغاتی یک بار مصرف است. کاش مشاوران رئیس جمهور این سخنان را که احیانا در جلسات احساسی به تناسب گفته می شود، اجازه نمی دادند در رسانه های عمومی منتشر شود تا جامعه به سخنان رئیس کشورشان به این شکل امروزی برخورد نکند؛ یا لااقل کاش مشاوران مطبوعاتی وی یا نمی گذاشتند این جمله را که ایران قدرت اول جهان است پخش شود و اگر رئیس جمهور اصرار داشت، دلیلی هم برای آن ذکر می کردند که ایران از چه لحاظی قدرت اول جهان است؟ آقای رئیس جمهور در سال سوم ریاست جمهوری باید باور کنند که رئیس جمهورند و حرفهایشان به نام ملت بزرگ ایران تمام می شود.»

تبعیض !!

به نظرم کاریکاتور جالبی بود، تیتر جالبی هم داشت: تبعیض «چطور کار می کند»



کنجکاو شدم! دنبال منبع اصلی گشتم، یافتم، کپی رایت تا اینجا نقض نشده بود!
کاریکاتور اصلی را هم در پرزیلا قرار دادم.



حالا وقتش بود که بنویسم ....
منبع: وب کامیک های Randall Munroe

مشکل آمریکا عدم شناخت خاورمیانه است

یکشنبه ۱۰ فوریهٔ ۲۰۰۸


تازگی ها خیلی روی وب نوشت های محمد علی ابطحی زوم کردم! شاید علتش این باشه که این آخوند اصلاح طلب داره به زبانی غیر از زبان خود صحبت می کنه. همونطور که می دونید دهه فجر تاثیر بسیار زیادی در برانگیخته شدن روحیه میهن دوستی داره، آقای ابطحی هم روز نوشتی را در 21 بهمن 1386 منتشر کردند که به نظرم جالب بود، چون که به قول خود ایشون «مشکل آمریکا در این است که منطقه خاورمیانه را نمی شناسد».

با مقدمه بالا، وب نوشت جناب آقای ابطحی را پی میگیریم که در تاریخ 21 بهمن سال 1386 منتشر شده:

«سفارت آمریکا در سال ۱۹۷۲ و پنج سال قبل از انقلاب گزارشی به واشنگتن فرستاده که نشان می دهد آنان از نقش روحانیت در کشور ارزیابی درستی نداشته اند:

چنان چه یک شوک اقتصادی جدی و یا تضعیف قدرت مستحکم دولت، سایر اقشار ملت را به تنش با دولت وادارد، رده های عالی روحانیت، خواهند توانست شمار قابل توجهی طرفدار را به ویژه از میان بازاریان و طبقات پائین تر به سوی خویش جذب کنند. حتی در آن صورت هم، بسیار بعید به نظر می رسد که آنها (علما) بتوانند نقش تاریخی ای همانند نقش علما در رهبری مخالفت با امتیاز بلژیکی (در واقع انگلیسی) تنباکو و یا نقش بزرگ علما در انقلاب مشروطیت سال ۱۹۰۷ و همین طور نقش آنان در حمایت از دولت به هنگام قطع روابط با انگلیس در سال ۱۹۵۲، ایفا کنند.

هنوز هم مشکل آمریکا در این است که منطقه خاورمیانه را نمی شناسد.»

19 بهمن؛ روز نیروی هوایی

جمعه ۸ فوریهٔ ۲۰۰۸


اینبار به بهانه انتشار وب نوشت «ارتش رشید جمهوری اسلام» توسط محمد علی ابطحی، لازم دانستم که روز نیروی هوایی را تبریک عرض کنم.

وب نوشت 19 بهمن 1386:

«روز نوزده بهمن ۱۳۵۷ جمعی از پرسنل نیروی هوایی در حالی که هنوز رژیم سقوط نکرده بود، با لباس رسمی در حضور امام خمینی حضور پیدا کردند. این کار سمبلیک بود اما دلیل خوبی بود که بعد از انقلاب مثل همه انقلاب ها ارتش منحل نشود. انحلال ارتش اگر صورت می گرفت و جنگ شروع می شد، حتما بخش هایی از کشور توسط دشمن مثل همه جنگ هایی که در ایران بوده است، در اختیار دشمن قرار می گرفت. حتی در عراق، بعد از سقوط صدام وقتی ارتش مزدور آن کشور منحل شد، بنا به همه تحلیل ها عامل بزرگ هرج و مرج در آن کشور شد. امام خمینی بر عکس اصرار گروه های سیاسی بر حفظ ارتش اصرار داشتند. این بهانه ای است که از رشادت های ارتش توانمند جمهوری اسلامی، به خصوص در ایام جنگ تحمیلی تجلیل شود. یاد شهدا و جانبازان و ایثارگران ارتش و خانواده های آنان و حماسه آفرینان ۱۹ بهمن گرامی باد.»


بچه ها از کجا می آیند؟

در حال وبگردی بودم که به مطلبی با عنوان «چطور جواب سوالات بچه ها را بدهیم؟» در کیبرد آزاد برخورد کردم، برای من که جالب بود، چرا که همیشه دوست داشتم بدانم که در مقابل سوال بچه ها در این مورد چه پاسخی باید داد. کاری ندارد، کافیست کتاب «بچه ها از کجا می آیند؟» را در سایت کودکان ایران مطالعه نمایید. اصلا شاید مطالعه این کتاب برای شما هم ضروری باشد!!



نام کتاب: بچه ها از کجا می آیند؟
نویسنده: روبی هریس
ترجمه، اقتباس، تهیه و تنظیم: نسیم عرب، کسرا بختیاری
ویراستار: النا مفتون

روبی هاریس، نویسنده این کتاب (بچه ها از کجا می آیند؟)، یک زن آمریکایی است که ابتدا کار خود را با شغل معلمی در یک مدرسه ابتدایی در نیویورک شروع کرد. علاقه او به موضوع رشد و پرورش کودکان، در کنار تجارب او به عنوان مادر (و بعدها به عنوان مادر بزرگ) او را متوجه اهمیت صحبت کردن درباره موضوع سخت و دشوار و در عین حال لازم و ضروری با کودکان و نوجوانان، یعنی س-ک-س و پاسخ دادن به سوالات آنها کرد.

او درباره کتاب «بچه ها از کجا می آیند؟» می گوید: «من می خواستم که بچه هایم سالم و تندرست باشند، پس به آنها اطلاعات صحیح دادم». و ادامه می دهد: «کار سختی که در نوشتن کتاب «بچه ها از کجا می آیند؟» با آن روبه رو بودم این بود که دانش و اطلاعات حیرت انگیز علمی درباره تولید مثل و تولد را به صورت داستان تخمک و اسپرم درآورده و ساده و صادقانه برای کودکان و نوجوانان تعریف کنم».

او در این کتاب از زاویه نگاه کودک-نوجوان به مسایل می نگرد، به قضاوت نمی نشیند بلکه واقعیت ها را می گوید و باحوصله و مهارت، دانش و اطلاعات علمی را، با زبانی ساده و داستانی، به کودکان منتقل و احساس مسئولیت اجتماعی را در آنها تقویت می کند.

کودکان و نوجوانان هشت تا دوازده ساله در مرحله ای از رشد خود هستند که در مورد تولید مثل، تغییرات فیزیکی بدن خود و دوستان همبازی و همکلاسی، و همینطور نسبت به تفاوت های بین دختر و پسرکنجکاو می شوند و خواه ناخواه در این باره با دوستان خود در کوچه و خیابان و مدرسه صحبت می کنند؛ آنهم با دوستان و همسن و سالانی که خود کنجکاوند و به ندرت دانشی در این باره دارند. اینجا است که امکان و میدانی برای توسل به شنیده های غلط، پیش داوری ها و مبادله اطلاعات نادرست فراهم می شود. شیوه ی آموزشی-تربیتی ای که می تواند عواقب ناگواری داشته باشد.

کتاب «بچه ها از کجا می آیند؟»، نوع جدیدی از کتاب های آموزشی است که برای کودکان و نوجوانان هشت تا دوازده ساله نوشته شده است و برای پاسخ به نیاز آنها تهیه و در اختیار علاقمندان قرار داده می شود. این کتاب در سال ١٩٩٩ منتشر و در سال ٢٠٠٤ تجدید چاپ شد. گفتنی است که این کتاب تحت دو عنوان مختلف به انگلیسی منتشر شده است:
1. It’s so amazing!
2. Let’s talk about where babies come from.

بهتر است والدین به همراه فرزند خود کتاب را مطالعه نمایند تا اگر احیانا سوال و ابهامی برای فرزندشان پیش آمد بدانند که چگونه به او کمک کنند، اما اگر فرصت و امکان مطالعه با فرزند را ندارند، بعدها می توان به شکل مقتضی صحبت کتاب را به میان کشید و به سئوالات احتمالی پاسخ داد.

برای دریافت کتاب می توانید به سایت کودکان ایران مراجعه کنید. چنانچه قادر به دریافت این کتاب از سایت اصلی نبودید اینجا را کلیک کنید.


مونیکا لووینسکی و بیل کلینتون، چه رابطه ای داشتند؟


حتما شما هم رسوایی بی سابقه رییس جمهور وقت آمریکا(بیل کلینتون) و منشی اش(مونیکا لووینسکی) را به یاد دارید که انعکاس رسانه ای شدیدی داشت. در این ورق نگاهی به واقعه ای خواهیم داشت که موجب پدید آمدن این موج رسانه ای شد:

«در هجدهم ژانویه 1998، سایت خبری دراج ریپورت (Drudge Report) گزارشی از رابطه جنسی پنهانی بیل کلینتون و یک کارآموز کاخ سفید منتشر کرد که به زودی به یکی از بزرگترین جنجالهای سیاسی و حقوقی آمریکا در زمان خود بدل شد و به اعتبار حزب دمکرات نیز ضربه زد.


بر اساس شهادت مونیکا لووینسکی در دادگاه، او و رییس جمهور آمریکا بین پانزدهم نوامبر 1995 تا هفتم آوریل 1996 رابطه جنسی دهانی داشتند.


در آوریل 1996، رییس لووینسکی که از نزدیکی بیش از حد معمول وی به رییس جمهور نگران شده بود وی را به پنتاگون منتقل کرد. لووینسکی بعدا از رابطه خود و رییس جمهور برای یکی از همکارانش به نام لیندا تریپ سخن به میان آورد و او نیز یکی از مکالمات تلفنی خود با مونیکا در این باره را ضبط کرد.


در اوایل ژانویه 1998 تریپ این نوار را در اختیار قاضی کنت استار که به پرونده های شکایت علیه رییس جمهور در زمینه سوء استفاده جنسی رسیدگی می کرد، قرار داد.


با وجود این مدرک، قاضی دستور بازپرسی از کلیه کسانی که ارتباطی با این ماجرا داشتند را داد، از جمله رییس جمهور و مونیکا لووینسکی. در هجدهم ژانویه سایت دراج ریپورت از قول یک منبع این خبر را منتشر کرد و بسیاری دیگر از رسانه ها از این ماجرا باخبر شدند.



در بیست و ششم ژانویه، بیل کلینتون در جریان کنفرانس خبری با رسانه ها که از شبکه های تلویزیونی آمریکا پخش می شد، در این زمینه مورد سوال قرار گرفت و گفت: "من با آن زن، خانم لووینسکی، رابطه جنسی نداشتم."


وی بعدها در جریان شهادت خود در دادگاه نیز بارها تکرار کرد که هیچ رابطه جنسی با مونیکا لووینسکی نداشته است. اما در جریان همین تحقیقات قضایی بود که آثاری از اسپرم های کلینتون بر روی لباسی که به "پیراهن آبی" مشهور شد، کشف شد، لباسی که کلینتون به مونیکا لووینسکی هدیه داده و در حین رابطه جنسی آلوده شده بود.


این مدارک به اضافه اظهارات شرم آور مونیکا لووینسکی در دادگاه که از شیوه رابطه جنسی و از جمله شیوه به کار گیری لوله سیگار برگ توسط کلینتون، سخن به میان آورده بود، سبب رسوایی بسیاری شد و سرانجام بیل کلینتون در یک سخنرانی مشهور در برابر تلویزیون قرار گرفت و اعتراف کرد که مردم آمریکا را فریب داده است و با لووینسکی "رابطه نامشروع نزدیک" داشته است.


رسوایی رابطه کلینتون با منشی کاخ سفید جنجالی ترین اخبار رسانه ها در آن زمان بود. این اعتراف تلویزیونی رییس جمهور که تخمین زده می شود بیش از چهل میلیون نفر بیننده داشته است، تا آن زمان پرمخاطب ترین برنامه تلویزیونی آمریکا بود که با هیچ سریال و مسابقه تلویزیونی دیگری در سالهای پیش از آن نیز قابل مقایسه نبود.



کلینتون پس از ترک کاخ سفید، به فعالیت های خیرخواهانه و بشردوستانه پرداخت و به یک چهره محبوب جهانی بدل شد. مونیکا لووینسکی که مدتی در کانون توجه رسانه ها قرار داشت به زودی فراموش شد و به لندن رفت، تحصیلاتش در رشته روانشناسی اجتماعی را در دانشگاه اقتصاد و علوم سیاسی لندن (LSE) به پایان رساند و در یکی از آخرین مصاحبه هایش گفت: "من برای چیزی مشهور شده ام که شهرت به آن خوب نیست."»


»منابع

1- بریده نشریات رسانه ای

2- رادیو زمانه

3- Monica Lewinsky In Wikipedia

4- Bill Clinton In Wikipedia


»توجه

حق نشر مطالب را فراموش نکنید!!


عکس هایی از بی نظیر بوتو

جمعه ۱ فوریهٔ ۲۰۰۸




































زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند و از صفحه رود
صحنه پیوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد!