بی نظیر بوتو؛ اولین رهبر زن در کشوری اسلامی

جمعه ۲۸ دسامبر ۲۰۰۷

 

«بی نظیر بوتو» (21 ژوئن 1953 - 27 دسامبر 2007) در شهر کراچی بدنیا آمد و در طی 54 سال حیات خود جزو یکی از تاثیر گذارترین رهبران سیاسی کشور پاکستان بود. پدر وی(ذوالفقار علی بوتو) بنیانگذار حزب مردم پاکستان بود که حزبی میانه-چپگرا بود، این حزب با شعار «اسلام، دین؛ دمکراسی، سیاست؛ سوسیالیسم، اقتصاد ماست؛ همه قدرت به دست مردم» با به عرصه وجود گذاشت. مادر «بی نظیر بوتو»، نصرت اصفهانی نام دارد که ایرانی و زاده ایران می باشد.

 

پدر «بی نظیر بوتو» (ذوالفقار علی بوتو) از سال 1971 تا 1977 پست ریاست جمهوری و نخست وزیری کشور پاکستان را عهده دار بود که بر اثر وقوع کودتای نظامیان برکنار شد و به اتهام فساد مالی به زندان افتاد.

 

«بی نظیر بوتو» در سال 1973 در رشته «راه کارهای تطبیق حکومتی(علوم سیاسی» از دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل شد و از سال 1973 تا 1977 به تحصیل در شته های «علوم سیاسی و حقوق بین الملل» دانشگاه آکسفورد پرداخت. وی در سال 1976، اولین زن آسیایی بود که بعنوان رییس شورای دانشگاه آکسفورد برگزیده شد.

 

18 جولای 1985: برادرش(شاهنواز) در فرانسه کشته شد.

16 نوامبر 1988: در اولین انتخابات آزاد پاکستان پس از یک دهه، حزب مردم پاکستان اکثر کرسی های مجلس را از آن خود ساخت.

 

18 دسامبر 1988: با آصف علی زرداری(سیاستمدار پاکستانی)، ازدواج کرد.

1 دسامبر 1988: پس از پیروزی حزب مردم پاکستان در انتخابات وی به نخست وزیری رسید.

6 آگوست 1990: غلام اسحاق خان، رییس جهور پاکستان، وی را به اتهام فساد مالی و سوء استفاده از قدرت برکنار نمود و اعلام کرد که انتخابات تازه ای برگزار خواهد شد.

اکتبر 1993: حزب «بی نظیر بوتو» بار دیگر در انتخابات پیروز شد و وی به دفتر نخست وزیری بازگشت.

1996: برادر کوچک «بی نظیر بوتو» در شهر کراچی و بدست پلیس کشته شد. این واقعه سبب درگیری های گسترده و طولانی در شهر کراچی گردید.

نوامبر 1996: دولت «بی نظیر بوتو» بار دیگر به اتهام سوء مدیریت برکنار شد و همسر «بی نظیر بوتو» که وزیر محیط زیست بود، به انهام فساد مالی به هشت سال حبس محکوم شد.

آوریل 1999: «بی نظیر بوتو» به اتهام فساد مالی به پنج سال زندان محکوم شد و همچنین، دادگاه وی را از شرکت در فعالیت های سیاسی منع نمود و وی را 8.6 میلیون دلار جریمه کرد. «بی نظیر بوتو» به دیوان عالی کشور شکایت برد و به دبی تبعید شد.

جولای 2003: دادگاهی در سوییس، «بی نظیر بوتو» و همسرش را به دلیل پولشویی گناهکار شناخت. این حکم در نوامبر همان سال توسط دادگاه عالی سوییس ملغی اعلام شد.

نوامبر 2004: همسر «بی نظیر بوتو» از زندان آزاد شد.

14 سپتامبر 2007: «بی نظیر بوتو» اعلام کرد که بزودی به کشورش باز خواهد گشت.

 

5 اکتبر 2007: پرویز مشرف، رییس جمهور پاکستان، به امید کسب مجدد قدرت و پیروزی در انتخابات، «بی نظیر بوتو» را عفو کرد و امکان تقسیم قدرت را با وی مطرح ساخت.

18 اکتبر 2007: «بی نظیر بوتو» پس از هشت سال تبعید به کشورش بازگشت. ساعاتی پس از ورود او به کشور، کاروان همراه وی در جمع هزاران نفر از هوادارانش در کراچی هدف دو بمب گذاری قرار گرفت و ۱۳۶ نفر جان باختند، اما خود وی از این سوء قصد جان سالم به در برد.

9 نوامبر 2007: پس از اعلام وضعیت فوق العاده، «بی نظیر بوتو» تحت بازداشت خانگی در اسلام آباد قرار گرفت.

۱۲ نوامبر ۲۰۰۷: امکان تقسیم قدرت با پرویز مشرف را رد کرد و خواستار راهپیمایی علیه وضعیت فوق العاده شد. پلیس اجازه شرکت در این راهپیمایی را به وی نداد.

۱۳ نوامبر ۲۰۰۷: «بی نظیر بوتو» خواستار استعفای پرویز مشرف شد و گفت که هرگز به عنوان نخست وزیر با وی همکاری نخواهد کرد.

۲۰ نوامبر ۲۰۰۷: هشتم ژانویه به عنوان تاریخ برگزاری انتخابات مجلس تعیین شد.

۲۵ نوامبر ۲۰۰۷: پرویز مشرف به تبعید نواز شریف خاتمه داد تا بتواند بعنوان رقیب «بی نظیر بوتو» وارد میدان شود.

۲۶ نوامبر ۲۰۰۷: نواز شریف و «بی نظیر بوتو» نامزد نمایندگی در انتخابات شدند.

۱۵ دسامبر ۲۰۰۷: وضعیت فوقالعاده در پاکستان ملغی شد.

 

۲۷ دسامبر ۲۰۰۷: «بی نظیر بوتو»، رهبر حزب مردم پاکستان،  با اسلحه و بمب هدف حمله تروریستی قرار گرفت و پیش از رسیدن به بیمارستان جان سپرد.

 

«بی نظیر بوتو» اولین زنی بود که در یک کشور اسلامی به مقام نخست وزیری رسیده و رهبری یک کشور مسلمان را به دست گرفت. وی در سن ۳۵ سالگی جوانترین رهبر یک کشور اسلامی بشمار میرفت. «بی نظیر بوتو» طی دو دوره از سال‌های ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۰ و ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۶ نخست وزیر پاکستان از حزب مردم بود، وی را نیز همچون پدرش(ذوالفقار علی بوتو) دارای گرایشات سوسیالیستی و پوپولیستی می‌شناسند.

 

»منابع
http://fa.wikipedia.org
http://radiozamaaneh.com

http://www.aftab.ir

 

نکته: به یاد داشته باشیم که هیچ مقاله و یا مطلبی به خودی خود بوجود نیامده است، از اینرو بایستی حق نشر مطالب را در نظر داشت و حقوق نویسنده را محفوظ دانست. در صورت استفاده از مطالب پرزیلا، لطفا حق نشر مطالب را قید فرمایید.

شخصیت حقیقی یا کارتونی، کدامیک هستید؟

دوشنبه ۱۷ دسامبر ۲۰۰۷

 

چند وقت پیش داشتم بین لینک های بالاترین وول میخوردم که به لینکی منتهی به مطلبی در مگا آی تی برخورد کردم، تیتر بسیار جذابی بود: «شخصیت کارتونی شما کیست؟» و من رو وادار کرد که هر چه سریعتر دنبال شخصیت کارتونی خودم بگردم!! البته من مطمئن نبودم که شخصیتی که بهش شبیه شده بودم واقعا همونی بود که از اسمش مشخص بود یا نه!!

 

نه اینکه یهویی فکر کنید شخصیت کارتونی باب میل من نبوده و این حرف ها! نه! راستش هر چی فکر کردم دیدم من کجا و آرنولد کجا......

 

 

البته بعد از کمی توجه و بکار بردن درایت ذاتی به این مهم پی بردم که منظور از آرنولد اونی نیست که من فکر می کردم. بعبارتی هیچ تشابهی بین من و آرنولد شوآرتزینگر(فامیلیش یه جوریه) وجود نداره! این شد که رفتم دست به دامان گوگولی شدم و واژه آرنولد رو به سبک کارتونی جستجو کردم. نتیجه خیلی رضایت بخش بود و اکنون مفتخرم که آرنولد رو به شما معرفی کنم.

 

 

شخصیت جالبی هست واسه خودش، یه جورایی ازش خوشم میاد.

 

 

یه سری توضیحات هم در مورد شخصیت آرنولد(ورژن کارتونی خودم) بود:

You have lots of friends and you are also popular always willing to give advice and help out a person in need. You are very optimistic and you always see the bright side of things. Some good advice: try not to be too much of a dreamer if not you will have may conflicts with life.

 

 

البته درسته که از این شخصیت کارتونی خیلی خوشم اومد، چند بار هم کارتونش رو دیدم، اما اصلا یادم نمیاد که چه کارهایی می کنه و قابلیت هاش چیه و از این حرف ها ....

 

 

از همه اینها گذشته، خیلی از اصل قضیه دور شدیم و تو بهر شخصیت کارتونی من رفتیم! و اما اصل ماجرا، قضیه از اینجا شروع شد که یه گروه بررسی کننده جمع شدن و شخصیت های کارتونی مشهور و مدرن رو از نظر شباهت ها بررسی کردن، این آدم های ..... این اطلاعات رو در طراحی یک آزمون بکار بردن، بنده هم سوالات این آزمون رو که 10 عدد بود بررسی کردم، کمی هم دوگوله رو بکار انداختم و دیدم اگه سوالات و جواب ها به فارسی ترجمه بشن خیلی بهتره! این شد که نشستم و آزمون مربوطه رو فارسی کردم، منتها قسمت آخر این آزمون که متناسب با پاسخ های شما شخصیت مربوطه رو نشون میده دست نخورده باقی موند، یه سری توضیح برای هر شخصیت مثل همونی که برای آرنولد و من نوشته شده بود هست که اون رو هم فارسی نکردم.

 

شما اول سراغ یکی از لینک های زیر رفتن می کنید و متناسب با سلیقه خودتون یک از فایل ها رو دانلود می کنید، توجه داشته باشید که فایل اول آزمون مورد نظر به زبان انگلیسی هست و فایل دوم آزمون مورد نظر به زبان فارسی. برای اجرای این فایل باید برنامه Excel رو داشته باشید.

 

شما چه کسی هستید؟ -- Who Are You -- ورژن انگلیسی

شما چه کسی هستید؟ -- Who Are You -- ورژن فارسی

 

بعد از دریافت فایل مربوطه، بازش کنید و به هر 10 سوال جواب بدین، بعد از جواب دادن به همه سوالات زیر عبارت «شما شبیه» (در ورژن فارسی) و «You Are» (در ورژن انگلیسی) اسم شخصیت کارتونی که خیلی شبیه شما هست رو می نویسه. اگر دیدین که اصلا اسمش براتون آشنا نیست، یه تکونی به خودتون بدین و در قسمت جستجوی عکس گوگل اسم کاراکتر مورد نظر رو وارد کنید تا چشماتون به جمال شخصیت کارتونی مورد نظر روشن بشه.

 

نکته: حق نشر مطلب شعار نیست. در صورت استفاده از مطالب پرزیلا حتما نام سایت و لینک اصلی را درج نمایید.

من معتاد میشوم، تو معتاد میشوی، ما معتاد میشویم

شنبه ۱۵ دسامبر ۲۰۰۷

 

قبل از صحبت در مورد موضوع این پست یک سوال از شما دارم، شما معتاد هستید؟ لطفا خیلی راحت جواب سوالم رو بدین، کمی با خودتون منصف باشید و این بار حداقل سر خودتون رو کلاه نگزارید.


اگر جواب شما بله بود، امیدوارم روزی به خودتون بیایین و دنیا رو اونجوری که هست ببینید، من اصلا کاری به شما ندارم، شما خیلی آدم محترمی هستید، شما شخصیت اجتماعی دارید، شما مالیات میدید، شما زن و بچه دارید، شما چند سر عائله رو دارید آب و دون میدین، اما باید این حقیقت رو بدونید، شما هیچ چیزی نیستید! آدمی که اراده نداشته باشه و نتونه خودش رو از بند اعتیاد خلاص کنه هیچ چی نیست.

 

جواب سوال شما نه بود! این خیلی خوبه، شما دارید در اجتماعی مملو از انسانهای ضعیف و صد البته قوی زندگی می کنید که هر کدام از اونها بخاطر مسائلی نه چندان مهم به سمت مواد مخدر و اعتیاد آور سوق پیدا می کنند. اما آیا مطمئن هستید که واقعا معتاد نیستید؟ باور کنید قصد اینرو ندارم که به شما برچسب بزنم، ولی اگر شما هم مثل من سری به بلاگ پستو می زدید و مطلبی رو که با عنوان «قرص ترامادول يعنی چقدر ترياک؟»  نوشته بود میخوندید, اونوقت به من حق میدادید که برای روشن کردن شما اینهمه مقدمه چینی بکنم.

 

پستو مطلب رو به اینصورت عنوان می کنه:

«در كشور ما و شايد خيلی جاهای ديگر، مردم فرت و فرت مواد مخدر مصرف می‌كنند. منظور از مواد مخدر تنها مخدرهای رسمی مثل ترياک و مورفين و هروئين نيست. مخدرهای خفيف‌تر مثل كدئين و ترامادول هم جايگاه ويژه‌ی خود را دارند و با عنوان مسكن عرضه و مصرف مي‌شوند.»

 

پستو در ادامه جدولی رو ارایه می کنه و انواع داروهای شبه افیونی رو با معادل مرفین اون دارو مقایسه می کنه:

 

نام دارو قدرت معادل مرفین
Aspirin 1.36
Difusinal 1.16
Dextropropoxyphene 1.4
Codeine 1.1
Tramadol 1.1
Anileridine 1.4
Demerol 0.36
Hydrocodone 0.6
Morphine 1
Oxycodone 2 - 1.5
Morphine IV/IM 4
Hydromorphone 5
Oxymorphone 7
Levorphanol 8
Buprenophine 40
Fentanyl 100 - 50
Carfentanyl 100000

 

هر چند با ملاحظه جدول بالا دیگه نیازی به توضیح نیست، با اینحال لازم دونستم که توضیحاتی رو که پستو در انتها مطلب خودش درج کرده بود رو در ادامه ذکر کنم:

 

  • یك قرص 325 میلی‌گرمی آسپرین، كمی كمتر از یك میلی‌گرم مرفین خاصیت تخدیری دارد.
  • چند ماه پیش وقتی نسخه‌ی داروهای مادرم را از داروخانه گرفتم، صندوقدار بجای باقیمانده‌ پول ده قرص ترامادول به من داد. اما یك قرص ترامادول مثلا 100 میلی‌گرمی معادل چقدر تریاک است؟

 

توضیح: از جدول بالا می‌شود فهمید كه 100 میلی‌گرم ترامادول معادل 10 میلی‌گرم مرفین خوراكی است. مرفین 16% و كدئین 0.3 تا 3 درصد تریاک را تشكیل می‌دهد. ما برای راحتی، هر گرم مرفین را معادل 6.2 گرم تریاک می‌گیریم. بنابراین هر قرص ترامادول معادل 62 میلی‌گرم تریاک است.

 

میبینید که، تنها با عادت به مصرف یکی از قرص هایی که در بالا معرفی شد، شما نسبت به موادی که خاصیت تخدیر دارن اعتیاد پیدا می کنید، البته برخی از این مواد که دارا قدرت زیادی هستند، برای نوع بشر استفاده نمیشن و کاربرد های متفاوتی دارن، از جمله این دارو ها میشه به Carfentanyl اشاره کرد که برای تخدیر حیوانات بزرگ بکار برده میشه.

 

خوب، فکر کنم الان دقیقا وقتشه که سوالم رو برای بار دوم از شما بپرسم، شما معتاد هستید؟ دقت کنید که جواب شما تاثیر خیلی زیادی در زندگیتون داره، پس جوابی صادقانه بدین تا بازخوردی صادقانه داشته باشه. اگر با حساب سر انگشتی ما و وجدان بیدارتون به این نتیجه رسیدین که معتاد هستین، کافیه تصمیم کبری بگیرید و کار درست رو انجام بدین. امیدوارم که موفق بشید.

 

نکته: چه خوب است شما نیز همانند ما حق نشر مطلب را ادا کنید، حق نشر شعار نیست. نوشته حاضر صورتی مدون از نوشته «قرص ترامادول يعنی چقدر ترياک؟» در بلاگ پستو بود.